محمد سعيد جانب اللهى

235

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

چشم بيمار مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) . در ميبد نيز از بخور جگر استفاده مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . چشم‌درد : در بافق براى درمان و بر طرف شدن تورم و قرمزى چشم مقدارى مرزنگو « 1 » داخل آب مىجوشانند . بيمار بايد چشم خود را بالاى بخار باز نگه دارد تا بخار وارد چشم شود ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . در روستاى سيد ابو صالح ( قائم‌شهر ) بخور گل‌گاوزبان و گل بنفشه به چشم مىدهند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 242 ) . سردرد : در لرستان سر را با دم‌كردهء گل بابونه بخور مىدهند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 262 ) . در خراسان آهن را سرخ مىكنند و در ظرفى پر از سركه فرو مىبرند و سر را با آن بخور مىدهند ( شكورزاده : 250 ) . در بافق برگ بوته بر سبل « 2 » را در ديگ آب مىپزند و بيمار سر خود را بالاى آن مىگيرد و بخار آن را استشمام مىنمايد ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . دندان‌درد : در ميبد مرزنگوش مىجوشاندند و بخور آن را به گوش مىدادند ، روى دندان اثر مىگذاشت ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . گوش‌درد : در بافق براى درمان مقدارى چاى گرم در استكانى زير گوش مىگيرند تا بخار وارد گوش شود ( همان : 124 ) . در اردكان بخور نخود خام مىدهند ( طباطبايى : 673 ) . سرماخوردگى : در لرستان سر و بينى را با برگ اكاليپتوس بخور مىدهند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 267 ) . در بوشهر آرد جو را در آتش ريخته و خود را روى آن مىگيرند . يا كاه را در آب مىجوشانند و زير رختخواب بيمار قرار مىدهند ( افشار سيستانى ، 1370 : 167 ) . در خوزستان بخور كاه گندم مىدهند ( همان : 319 ) . در بافق با بخار جوشانده بر سبل و كاه بخور مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . در روستاى پايين جاده ( قائم‌شهر ) بخور كدو و گندم مىدهند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 242 ) . سرفه : در ميرجاوه بخور جوشاندهء ازگن مىدهند ( جانب اللهى ، 1381 : 246 ) .

--> ( 1 ) . marzangu ( 2 ) . bare sebl